نگاهی بر تمدن ایلام باستان
حدود جغرافیایی تمدن ایلام
ایلام یکی از کهن ترین سلسله های تاریخ فلات ایران می باشد . حدود کشور ایلام باستان از مغرب به رود دجله ، از مشرق به کوههای بختیاری وقسمتی از ایلات پارس ، از شمال به راه بابل تا همدان و از جنوب به خلیج فارس محدود می شده ولی در دوره اوج عظمت ایلام از سمت مغرب به بابل و از مشرق به اصفهان می رسیده است مناطق ایلام باستان شامل خوزستان ، لرستان ، پشت کوه و کو ههای بختیاری بوده و چنان که مشاهده می شود از دو منطقه کوهستانی و دشت تشکیل شده است منطقه کوهستانی آن به علت و ضع جغرافیایی دست نخورده تر و به اصطلاح ابتدایی تر مانده بود در حالی که منطقه دشت که بیشتر جنوب آن محسوب می شد همواره با اقوام متمدن زمان در ارتباط بود و همسایگی با آنها باعث تبادل فرهنگ می شد و بعد ها یکی از مهم ترین تمدن های ایران کهن گردید.( تاریخ سرزمین ایلام ، ن ، ناصرراد، ص 27، 31، 32،)
شهر های مهم ایلام
شهر های مهم این کشور عبارت بودند از :
1ـ شوش ، مهم ترین شهر ایلام و از قدیمی ترین و متمدن ترین شهر های عالم بود که مدت مدیدی پایتخت کشور محسوب می شد و جغرافی دانان قدیم یونان و روم مانند استرابون ایا لتی از ایلام را که شهر شوش در آن واقع شده بود را به جهت اهمیت این شهر سوزیان یا سوزیانا خوانده اند .
2ـ ماداکتو ( یا دره شهر کنونی ) بر روی رود کرخه.
3ـ هایدالو (یا خایدالو)که در جای خرم آباد کنونی بوده است.
4 ـ اهواز ، در منطقه خوزستان که اکنون مرکز استان خوزستان می باشد.
ایا لات دیگر آن عبارت بودند از:
1ـ اوان ، در شمال غربی شوش و کنار رود های دز و کرخه.
2ـ سیماش، که شامل قسمت شمال و شمال شرقی خوزستان می شد و دارای نواحی کوهستانی بوده است.
3ـ انزان یا انشان که به منطقه شرقی و جنوب شرقی مال امیر بختیاری اطلاق می شده است.
4ـ پارسوماش ، که شامل مسجد سلیمان کنونی بوده است.
5 ـ ایلام کنونی از طرف شمال به استان کرمانشاه و از طرف جنوب به استان خوزستان و کشور عراق ، از طرف مشرق به استان لرستان و شهرستان های دزفول و اندیمشک و از طرف مغرب به کشور عراق محدود است.
شهر های مهم آن عبارتند از: ایلام ، دهلران ، دره شهر ، مهران ، شیروان ، چرداول ، بدره ، آبدانان، موسیان ، زرین آباد ، و ایوان .( تاریخ سرزمین ایلام ، ن ، ناصرراد، ص 27، 31، 32،)
ساکنان و قبایل اولیه ایلام باستان
ایلام علاوه بر جلگه رسوبی در شمال و مشرق دارای نواحی کوهستانی نیز بوده است عده ای از محققان عقیده دارند که دو قوم مختلف در ایلام می زیسته اند یکی سیاهان در جلگه و دیگری سفیدان در کوهستان. دیولافوا و دمرگان که هردو در این زمینه تحقیقاتی نمود ه اند معتقد هستند که ساکنان قدیم جلگه ی شوش سیاه بودند و به نظر می آید که یونانی ها این موضوع را می دانسته اند چون زمانی که سیاهان را در ایلام مشاهده نمود ه اند آنها را با اهالی حبشه که به وسیله مصریان شناخته شده بودند در یک ردیف قرار دادند.
بعد در دروه های اولیه روشن گردید که عده ی کثیر ی از اقوام سامری و سومری به ایلام آمدند و مانند بابلیان بر ساکنان اولیه ی آنجا غلبه نمودند و آنها را در خود مستهلک ساختند البته در بابل استیلای نژاد سامی مسالمت آمیز بوده است و این امر از طریق نفوذ و ورود تدریجی امکان پذیر گردید ولی در ایلام به واسطه ی استحکام مساکن کوهستانی آن تا زمانی که دولت سومری تشکیل گردید سامی ها استیلای دائم پیدا نکردند این دولت به وسیله سلاطین اور تشکیل گردید و ایلام را به حیطه تصرف بابل در آورد ولی چندان دوامی نیافت. هرودت بین اتیوپیان آسیا و آفریقا تمایز قائل شده است و عقیده دارد که اتیوپیان شرقی مو های صاف و اتیوپیان آفریقایی مویی ازهمه طوایف عالم ضخیم تر یا پشمی تر دارند واین دلیل دیگری است بر این که چرا در نقوش قدیمی تصاویر سیاهان زیاد دیده شده است .
لازم به توضیح است که ایلامیان از جبالی که دشت سوزیانا و یا شوش را از شمال و مشرق احاطه می کرد فرود آمدند که در ربع اول هزاره سوم پیش از میلاد سلسله ای تشکیل دادند که بر ناحیه ی وسیعی از دشت ها و جبال و بخش مهمی از سواحل خلیج فارس و بوشهر حکومت می کرد.
کتیبه ای که از یک پادشاه ایلامی در آن حوالی کشف گردیده حاکی از آن است که به تدریج بر دیگر نواحی مسلط شده اند و ایلام مقتدر و متمدن را به وجود آوردند در کشور ایلام طوایف مختلفی می زیسته اند. از جمله هسی یا اوکسیان ، هپارتیت و اوملیش که بین ناحیه ی کرخه و دجله سکونت داشته اند.
طوایف یموت ، یموت بل و تپتور بین باطلاق های دجله و نواحی کوهستانی می زیستند و طایفه هسی یا خوز یا اوزی که همان اوکسیان می باشند در خوزستان می زیسته اند.می گویند زمانی که اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد برای گرفتن اجازه عبور از شوش به تخت جمشید از وی باج مطالبه کردند و اسکندر در مراجعت آنان را غافل گیر و مقهور نمود نام این طایفه هنوز در لفظ خوزستانی باقی است و طایفه هپارتیت یا هپرتیت در حجاری های مال امیر منقوش است.
سندی مربوط به قدمت ایلام باستان
در بابل نا مه ی مستندی مربوط به ایلام که قد مت آن حدوداً به سه هزار سال پیش از میلاد می رسد کشف گردیده است و متعلق به دوران حکومت آن ناتوم روم از پادشا هان لا گاش می باشد نویسنده ی نامه کاهن بزرگ الهه ای به نام تینمار می باشد و مضمون نامه حاکی از حمله ی ایلامی ها به خاک لا گاش است . که آن را مغلوب کرده تلفات سنگینی بر آنها وارد گردا نید .( تاریخ سرزمین ایلام ، ن ، ناصرراد، ص 27، 31، 32،)
نظام حکومتی ایلام باستان
برخی از مورخان عقید ه دارند که در حدود چهار هزار سال ق.م ساکنان ایران از قبایل شکار چی گله دار تشکیل می شد در شرق ایران گله داران و چادر نشین و در مغرب شبانان ساکن زندگی می کردند که به امور کشاورزی اشتغال داشتند و این قبایل با حفظ ترکیب تیره و قبیله خود که گه گاهی با هم دیگر متحد می شدند و اتحادیه ای را تشکیل می دادند هر قبیله از چند مجتمع نیرومند به وجود می آمد که در راس آنها پیر ترین افراد قوم را داشتند.
در حدود 3000 سال پیش از میلاد در منطقه ی ایران کنونی در دشت کارون قدیمی ترین دولت ایلام که پایتختش شوش بود تشکیل یافت.
مناسبات بردگی که درایلام به وجود آمد با مناسبات پدر شاهی و حتی بقایای مادر شاهی نیز همراه بود. قبایل جنگجوی ایلامی در طول هزاره دوم وسوم پیش از میلاد به عناوین مختلف با کشورهای متمدن بین النهرین یعنی سومری ها، اکدی ها ، بابلی ها و آشوری ها در جنگ جدال بودند مجاورت قبایل ایلام با کشورهای بین النهرین و
تصادم دایمی با آنها موجب گردید که جریان تجزیه کمون و پیدایش جامعه ی طبقاتی وبرده داری در ایلام زودتر از نقاط دیگر آغاز شود.
ریچارد فرای عقیده دارد که ایلامی ها با مردم پیش از تاریخ فلات ایران پیوند داشته اند و ایلامیان، خود از کوههای مشرف به دشت خوزستان رابطی بودند بین کوه نشینان و دشت نشینان که در درجه اول بیشتر تحت تاثیر سومریان که در جنوب بین النهرین می زیسته اند بوده اند. و بعد ها تحت تاثیر اکدی ها و سا می ها قرار گرفتند. نقش زنان در جامعه کهن ایلام بر مردان برتری داشت زیرا که رسیدن به پادشاهی از طریق مادر انتقال می یافت و ازدواج خواهر و برادر در آن زمان رایج بود بعد ها در سلسله های ایران از جمله هخامنشیان این رسم را ادامه یافت.آئیین نشستن برادر به جای برادر بر تخت شاهی به جای رسیدن افسر از پدر به پسر را مختص ایلامیان می دانسته اند گر چه این روش در نقاط دیگر کما بیش رایج بود. اصولا ً حکومت ایلام نوعی حکومت خود مختار یا شاید نوعی حکومت فدرال بود.
هر کدام از ایالات دارای حکومت جداگانه بودند و مستقلاً به امور داخلی خود می پرداختند زمانی که دولت مرکزی توانایی و قدرت نداشت هر کدام به استقلال می زیستند و هنگامی که دولت مرکزی قدرت یافت حکومت خود مختار را تحت یک قدر ت واحد درمیآورد ولی زمانی که مملکت ایلام از طرف اجانب مورد تهدید قرار می گرفت اختلاف های داخلی را کنار می گذاشتند و بی درنگ به صورت یک واحد بر ضد دشمن به نبرد می پرداختند آنچه مسلم است شاه زادگان و یا روسای ایالات هیچ گاه استقلال داخلی خود را از دست ندادند و سلسله های پادشاهان ایلام از هر یک ایالات که بوده اند سایر ایالات را تحت تا بعیت خود درمی آوردند. گرچه تاریخ ایلام باستان با منابع ناقصی که در دست می باشد بسیار مغشوش است ولی شروع سلسله اوان در حدود 2700 ق.م و تاریخ انحطاط آن 2200 ق.م می باشد بنابراین اکتشا ف های باستان شناسان اسامی 12 نفر از پاد شاهان از جمله پلی که چهارمین پادشاه این سلسله است ودر2600پیش از میلادحکومت می کرده است کشف شده است سلسله ی سیماش ( 1800 تا1200 ق.م ) در حدود 300 سال بر این منطقه حکومت می کردند و عده ی شاهان آنها درحدود 10 نفر بود. پادشاهان انزان که موسس آن ایکهالکی است و این سلسله به همان نام معروف گردیده از سال 1350 تا 1210 ق.م حکو مت می کردند همان طور که به اشاره گفتیم حکومت ایلام در حدود 4000 سال ق .م در سرزمینی که شامل خوزستان ولرستان و پشت کوه و کو ههای بختیاری بود تشکیل یافت و رشد وتکامل نمود اگر چه این مملکت با حکومت مستقل خود گه گاهی در طول تاریخ مغلوب اجانب گردید اما توانست تا زمان آشوریان به حیات خود ادامه دهد و با به قدرت رسیدن آشور بانی پال پس از نبرد های زیاد منقرض گردید . مردم ایلام در آن زمان ملت خود را انشان یا انزان می خواندند و پایتخت ایلام، شوش یکی از متمدن ترین شهر های آن زمان محسوب می شد.( تاریخ سرزمین ایلام ، ن ، ناصرراد، ص 27، 31، 32،)
ایلام در گستره جغرافیای تاریخی
در برهه های زمانی حکومت ایلامی ها بر این مناطق یاد شده همواره با فراز ونشیب های فراوانی روبرو بوده است اما ازمهم ترین این فراز ها و نشیب ها بر خوردها و تنش های ایلامیان با اقوام بین النهرینی است که این بر خورد ها ناشی از اهداف بین النهرینی هابوده که از جمله این اهداف می شود به 1) دستیابی به منابع اقتصادی موجود در ایلام یعنی فلزاتی چون سرب ، مس ، قلع ، و نقره و سنگهای معدنی چون مرمر سفید ، دیوریت و شیشه های معدنی و سنگ های قیمتی همچنین اسب ها ، این کالا ها در دوران صلح از طریق مبادلات تجاری به دست سومریان با اقدام به لشگر کشی در نظر داشته اند تسلط خود را بر این منابع تحکیم بخشند و ایلام را غارت کنند 2) نظارت بر ایلامی ها و باز داشتن آنها از تهاجم به بین النهرین زیرا آنها هرگاه قدرت و فرصت می یافتند در حمله به بین النهرین تردید نمی کردند.
ورودايلاميها به دوران تاريخي
2750 ق.م تاريخي است كه براي ورود ايلاميان به تاريخ باستاني ايران گفته شده است. كه اين تاريخ رابراساس نوشته اي كه از بنيان گذار سلسله اروك مس بر جاي مانده است ارائه شده كه مس با لشكركشي به ايلام تا سواحل خليج فارس پيش رفت و بعد از اين پيش روي در عبارت مختصري كه بر جاي مانده است از ايلام ياد مي كند.
مشخص است سلطه سومری ها بر ایلام دائمی و قطعی نبوده ، زیرا در سال 2700 ق.م در زمان سلطنت لوگل بند ، شاه سوم سلسله ی اول اوروک ، ایلامی ها سومر را مورد تهاجم قرار دادند.در سال 2680 ق.م انمبرگسی ، شاخه سلسله ی اول کیش از شهر های سومر به ایلام حمله کرد و ایلامی ها را مطیع خود ساخت. در عبارتی که به این رخداد اشاره دارد آماده است : انمبرگسی ، ایلامی ها سومر را مورد تهاجم قرار دادند ( سال 2675 ق.م ) و دو موزی ، شاه چهارم سلسله اوروک در برابر آنها مقاومت کرد . در سال 2650 ق.م گیلگمش شاه پنجم سلسله ی اول اوروک ایلام را مورد حمله قرار داد و تا سرزمین های آن سوی ایلام پیش روی کرد .
بعد از این واقعه همواره در تاریخ ایلام و سرزمین های هم جوارش بر سر تصاحب قدرت جنگ و جدال بود و هرگز تا بر آمدن هخامنشیان اقوام ایلامی ذره ای از حق خود نگذشته و تا آخر جان بر ای به دست آوردن حیثت و اراضی تحت فرمانشان پا بر جای در تاریخ در برابر مهاجمان مقاومت کردند. در طی این هزار و اندی سال همواره با داشتن سلسله هایی چون سلسله اول و دوم اوان ، سلسله ی اول و دوم سیمشکی ، سلسله اپرتی ، حکومت هورپتیل ، سلسله ی شوتروکی ، سلسله ایلام نو به تاریخ، وجود بی چون چرای خود را اثبات کرده است وهر کدام از این سلسله ها در زمان حکومتشان گاه اراضی تحت سلطه ایلامی هارا افزایش داده و یا کاسته اند که این مسئله به طبع جغرافیای خاصی را در هر دوره از خود نشان داده است پس با بررسی هر کدام از این سلسله ها می توانیم از این اقوام نشان تاریخی و وسعت جغرافیای هر کدام راشناخت و بررسی کرد.